+
به چه جرمی محکومیم ؟ لطفا برام بگید ! تفهیم اتهام کنید تا زیر لب فحش نثارتون نکنم لااقل ! از وقتی به دنیا اومدم محکومم . کاش متهم بودم تا امیدی برای دفاع وجود داشت ! دیگه تفاوت محکوم و متهم رو نمیشه درک کرد ... حرکت باید کرد حتی توی زندونی که خودتو از اول تنها میدیدی ، در حالی که میدونی خیلی ها هستن دقیقا مثل خودت توی همین سلولها دارن می پوسن . نزدیکترین کسم به من میگه چرا اینقدر اسرار داری که بریم ؟ مگه همینجا چشه ؟ جوابش رو خودشم میدونه ولی طبق اپیدمی رایج مردم ایران ، همه از حقیقت فرار می کنن. همیشه بخودم می گفتم سیاست کثیفه ! واردش نشو و از هیچ مساله سیاسی حرف نزن ! پدر و پدربزرگ و جدّت رو که یادت نرفته ، درس بگیر پسر... تف به سیّـاس و سیاست... تف به مسجد و کلیسا... تف به شهرداری و فرمانداری... میخوام تو آب دهن خودم دست و پا بزنم ، ... لقّ همشون به دیگرون چه ؟


دوشنبه 18 آبان 1388

عنوان آخرین یادداشتها